بهر چه بود؟
نخستين روز بازنشستگي اش به عادت 30 ساله صبح زود از خواب بيدار شد به ساعت نگاه كرد ولي يادش آمد كه امروز مانند روز هاي ديگر نيست. با قدم هاي سنگين به سوي آينه رفت.يه صورت شكسته و موهاي سپيد و ژوليده اش خيره شد. دستي به چانه اش كشيد .از زبري صورت اصلاح نشده اش هشيار شد.
بريده روزنامه اي قديمي از سالها پيش در كنار آيينه اش باقي مانده بود . كاغذ از كهنگي زرد بود و روي آن تنها يك مصرع با حروف سياه به چشم ميخورد.
از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود .
همچون تمام روزهاي سي سال گذشته يكبار ديگر آنرا خواند كمي فكر كرد خودكاري برداشت و در گوشه كاغذ كهنه نوشت هنوز نميدانم از كجا آمده ام ولي امروز فهميدم انگار تنها دليل آمدنم همين بود كه سي سال آزگار براي اين شركت و براي نفع اربابان آن كار كنم همين!
چهارشنبه، مرداد ۲۹، ۱۳۸۲
شنبه، مرداد ۲۵، ۱۳۸۲
نقل از همشهري پنج شنبه 23 مرداد 82
ملاقات ديه گو با مارادونا
ديه گو جوان از شوق ديدار با پدر سر از پا نمي شناخت و مادرش كريستينا دلهره عجيبي داشت و سعي مي كرد پسر جوانش را آرام كند. او به ۲۳ سال پيش فكر مي كرد. به همسر چند روزه اش كه در يك رابطه نامشروع و هولناك از وي صاحب فرزند شد.
روز ديدار فرا مي رسد. مارادوناي ۴۳ ساله با اصرار دوستان قصد دارد فرزند نامشروع خود را ببيند.
اين لحظه را هيچكس فراموش نخواهد كرد. ديه گو جوان، ۱۶ سال است كه پدرش نديده است. مرد افسانه اي آرژانتين از همان سالها با ناپولي درگير شد. او با مافياي بزرگ شهر به مقابله پرداخت كه سرانجام خوبي براي او نداشت. حالا پسرش با ۱۶ سال سن قصد دارد تا در همين شهر، شهري كه تنها افتخارش در اروپا در جام يوفا با مارادونا به وقوع پيوست و به مقام قهرماني رسيد، تكرار كند.
نكته : رابطه نامشروع هولناكي (اين هولناكي اش منو كشته!!) 23 سال پيش اتفاق افتاده كه حاصلش يك فرزند نامشروع 16 ساله است!!
پيدا كنيد پرتقال فروش را
ملاقات ديه گو با مارادونا
ديه گو جوان از شوق ديدار با پدر سر از پا نمي شناخت و مادرش كريستينا دلهره عجيبي داشت و سعي مي كرد پسر جوانش را آرام كند. او به ۲۳ سال پيش فكر مي كرد. به همسر چند روزه اش كه در يك رابطه نامشروع و هولناك از وي صاحب فرزند شد.
روز ديدار فرا مي رسد. مارادوناي ۴۳ ساله با اصرار دوستان قصد دارد فرزند نامشروع خود را ببيند.
اين لحظه را هيچكس فراموش نخواهد كرد. ديه گو جوان، ۱۶ سال است كه پدرش نديده است. مرد افسانه اي آرژانتين از همان سالها با ناپولي درگير شد. او با مافياي بزرگ شهر به مقابله پرداخت كه سرانجام خوبي براي او نداشت. حالا پسرش با ۱۶ سال سن قصد دارد تا در همين شهر، شهري كه تنها افتخارش در اروپا در جام يوفا با مارادونا به وقوع پيوست و به مقام قهرماني رسيد، تكرار كند.
نكته : رابطه نامشروع هولناكي (اين هولناكي اش منو كشته!!) 23 سال پيش اتفاق افتاده كه حاصلش يك فرزند نامشروع 16 ساله است!!
پيدا كنيد پرتقال فروش را
پنجشنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۸۲
چهارشنبه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۲
دوشنبه، مرداد ۲۰، ۱۳۸۲
در شلوغي شام گاه تابستاني در كنار خيابان داخل اتومبيلم نشسته ام . به اتومبيلهايي كه به سرعت از كنارم عبور ميكنند خيره مانده ام. بر حسب عادت دوران كودكي به شماره هاي آنها نگاه ميكنم و از روي تفنن و به عنوان يك بازي فكري سعي ميكنم بين اعداد و حروف و اسامي شهرهاي حك شده روي پلاك ارتباطي بيابم و يا سال ساخت را حدس بزنم. در اين ميان با خواندن يك شماره پلاك از جا ميپرم ! مدل و رنگ اتومبيل را كه ميبينم سرم به دوران مي افتد. سعي ميكنم يك بار ديگر هر سه را چك كنم ولي مجالي نيست.اتومبيل ...... نقره اي رنگ به شماره ****** تهران-11 رفته است. مشخصات آن عينا با مشخصات اتومبيل من يكي است
؟؟!!
؟؟!!
یکشنبه، مرداد ۱۹، ۱۳۸۲
Globalization جهاني سازي
جهاني سازي پروسه برداشتن مرزهاي ملي است در حيطه اقتصاد، فرهنگ، حقوق و قضا و...
با اين تعريف نميتوان گفت آغاز اين پروسه كي و كجاست . بسياري حوادث مهم تاريخي به نوعي در حركت به سوي جهاني سازي نقش خود را ايفا كرده اند . جنگهاي صليبي، مهاجرت هاي بزرگ اجباري يا اختياري به نوعي در مسير خلاف محدوديت هاي مليتي و مرزبندي هاي سياسي حركت كرده اند. ولي بيشترين و بارز ترين جنبه هاي جهاني سازي در ربع آخر قرن گذشته مشهود گشت. انقلاب اطلاعات ، كشور هاي پيشرو در صنعت را بر آن داشت تا در براي آينده جهان به فكر نظم نويني متناسب با پيشرفت بسيار سريع اقتصاد باشند.
در اين نظم اصولا وظايف و نقش هر كشور/گروه مشخص است و به همين دليل تكروي و حركت در خارج از حيطه اختيارات و وظايف كشور/گروه غير قابل پذيرش است. اتحاديه اروپا، كشور/گروه بسيار قدرتمند و مهم در اين نظم نوين به سرعت شكل گرفت . دولتمردان اروپايي اختلاف هاي كهنه را كنار گذاشتند و با پيوستن به يكديگر يك اتحاديه قوي اقتصادي را بنيان نهادند.
در دهسال اخير با گسترش راه هاي نوين تبادل اطلاعات و انديشه به ويژه اينترنت ، و پديد آمدن روش هايي براي كاهش نياز به حضور فيزيكي براي شركت در بسياري زمينه هاي اقتصادي ، علمي و صنعتي مانند تجارت الكترونيك و يا آموزش از طريق اينترنت ، پروسه جهاني سازي بيش از پيش سرعت گرفت. همين پيشرفت سريع باعث ايجاد بحران هاي منطقه اي در كشور يا كشور گروههايي شد كه عملا در معادلات جهاني در كفه سبك ترازو قرار ميگرفتند. سازمان تجارت جهاني WTO كه هم اكنون قوانينش بازارهاي بيشتر كشور هاي جهان را تحت كنترل دارد، انحصار گرايي در اقتصاد هاي سنتي كشورهاي عقب مانده را تحمل نميكند و دير يا زود و در صورت لزوم با تكيه بر قوه قهريه و تحت عناويني همچون گسترش دموكراسي، اين انحصار ها را در هم ميشكند. انبوه توليدات هنري به خصوص در زمينه موسيقي و سينما نسل جوان كشور هاي جهان سوم را به كلي از روش زندگي نسل هاي گذشته خود جدا مي سازد و جاذبه هاي اقتصادي و فرصت هاي شغلي در مناطق صنعتي دنيا پديده فرار مغزها را تشديد ميكند.
از ديگر سو اين بحران هاي پديد آمده خود به بنياد گرايي و حركت هاي تروريستي دامن ميزند. تظاهرات و راه پيمايي هايي كه هر از گاهي بر عليه جهاني سازي يا تجارت جهاني صورت ميگيرد نشان از وجود مخالفت هاي بسياري با اين روند به خصوص در بين كشور هاي فقيرتر دارد.
ولي فكر ميكنم جهاني سازي محصول يك اراده مشخص نيست كه بتوان جلوي آن سدي كشيد و آن را متوقف كرد. اين پروسه خود نتيجه طبيعي روند رو به رشد اقتصاد و انفجار اطلاعات است. و مخالفت با آن تنها ميتواند كمي آنرا به تاخير اندازد. به جاي مخالفت با آن بايد با آن همراه شد تا گذار از بحران با كمترين هزينه انجام شود.
جهاني سازي پروسه برداشتن مرزهاي ملي است در حيطه اقتصاد، فرهنگ، حقوق و قضا و...
با اين تعريف نميتوان گفت آغاز اين پروسه كي و كجاست . بسياري حوادث مهم تاريخي به نوعي در حركت به سوي جهاني سازي نقش خود را ايفا كرده اند . جنگهاي صليبي، مهاجرت هاي بزرگ اجباري يا اختياري به نوعي در مسير خلاف محدوديت هاي مليتي و مرزبندي هاي سياسي حركت كرده اند. ولي بيشترين و بارز ترين جنبه هاي جهاني سازي در ربع آخر قرن گذشته مشهود گشت. انقلاب اطلاعات ، كشور هاي پيشرو در صنعت را بر آن داشت تا در براي آينده جهان به فكر نظم نويني متناسب با پيشرفت بسيار سريع اقتصاد باشند.
در اين نظم اصولا وظايف و نقش هر كشور/گروه مشخص است و به همين دليل تكروي و حركت در خارج از حيطه اختيارات و وظايف كشور/گروه غير قابل پذيرش است. اتحاديه اروپا، كشور/گروه بسيار قدرتمند و مهم در اين نظم نوين به سرعت شكل گرفت . دولتمردان اروپايي اختلاف هاي كهنه را كنار گذاشتند و با پيوستن به يكديگر يك اتحاديه قوي اقتصادي را بنيان نهادند.
در دهسال اخير با گسترش راه هاي نوين تبادل اطلاعات و انديشه به ويژه اينترنت ، و پديد آمدن روش هايي براي كاهش نياز به حضور فيزيكي براي شركت در بسياري زمينه هاي اقتصادي ، علمي و صنعتي مانند تجارت الكترونيك و يا آموزش از طريق اينترنت ، پروسه جهاني سازي بيش از پيش سرعت گرفت. همين پيشرفت سريع باعث ايجاد بحران هاي منطقه اي در كشور يا كشور گروههايي شد كه عملا در معادلات جهاني در كفه سبك ترازو قرار ميگرفتند. سازمان تجارت جهاني WTO كه هم اكنون قوانينش بازارهاي بيشتر كشور هاي جهان را تحت كنترل دارد، انحصار گرايي در اقتصاد هاي سنتي كشورهاي عقب مانده را تحمل نميكند و دير يا زود و در صورت لزوم با تكيه بر قوه قهريه و تحت عناويني همچون گسترش دموكراسي، اين انحصار ها را در هم ميشكند. انبوه توليدات هنري به خصوص در زمينه موسيقي و سينما نسل جوان كشور هاي جهان سوم را به كلي از روش زندگي نسل هاي گذشته خود جدا مي سازد و جاذبه هاي اقتصادي و فرصت هاي شغلي در مناطق صنعتي دنيا پديده فرار مغزها را تشديد ميكند.
از ديگر سو اين بحران هاي پديد آمده خود به بنياد گرايي و حركت هاي تروريستي دامن ميزند. تظاهرات و راه پيمايي هايي كه هر از گاهي بر عليه جهاني سازي يا تجارت جهاني صورت ميگيرد نشان از وجود مخالفت هاي بسياري با اين روند به خصوص در بين كشور هاي فقيرتر دارد.
ولي فكر ميكنم جهاني سازي محصول يك اراده مشخص نيست كه بتوان جلوي آن سدي كشيد و آن را متوقف كرد. اين پروسه خود نتيجه طبيعي روند رو به رشد اقتصاد و انفجار اطلاعات است. و مخالفت با آن تنها ميتواند كمي آنرا به تاخير اندازد. به جاي مخالفت با آن بايد با آن همراه شد تا گذار از بحران با كمترين هزينه انجام شود.
اشتراک در:
پستها (Atom)