دوشنبه، اسفند ۱۹، ۱۳۸۱

بخشي از نامه اي به يك دوست

... ميداني روز مرگي زندگي، مغز را مي پوساند. در گير آن كه ميشوي انكار همه راههاي ذهنت به يك جا ختم ميشود . دنبال يك پاسخ ميگردد . هر چه سعي ميكني فرمان ذهنت را به دست بگيري و به يك جاي خوش آب و هوا تر ببريش ، نميتواني . با لجاجت مسير خودش را ميرود.روز هاي مثل هم در پي هم مي آيند و ميروند و آهسته آهسته، افكار روزمره بهترين و دم دست ترين جاهاي ذهنت را پر ميكند . وقتي ميخواهي دنبال رشته گسسته افكار خواستني ات بگردي بايد تمام پستو هاي ذهنت را جستجو كني . و خاكش را بتكاني ...
يادگار سفر

شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۸۱

واما حقيقت...



تكه هاي پازل حقيقت در گوشه تاريك صندوقچه ذهن آدمها پراكنده شده . با دروغ و خرافه آميخته ،زنگار تعصب گرفته، در لفاف مطامع آدمها پيچيده... تا برايش بجنگند .خون بريزند و خون بدهند.

باور يا تظاهري كاسبكارانه يا...؟
در مقابل يك شيريني فروشي در منطقه مرفه نشين تهران تابلويي به چشم ميخورد حاوي متن زير:

به علت تقارن عيد نوروز با ايام محرم شيريني تنها به صورت سفارشي فروخته ميشود!


سه‌شنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۸۱

امروز صبح در خواب و بيداري داشتم به اين سوالها فكر ميكردم:
چرا دولت امريكا در دهه هاي 60 و 50 براي ساقط كردن حكومت هايي مثل حكومت آلنده در شيلي يا مصدق در ايران از حربه كودتا استفاده ميكرد و اخيرا در يوگسلاوي سابق ‌، گرانادا، افغانستان و... از حربه حمله نظامي استفاده ميكند؟ آيا اگر حملات 11 سپتامبر اتفاق نمي افتاد باز هم امريكا بهانه اي براي لشكر كشي به خاورميانه پيدا ميكرد؟
خاور ميانه نامي كه در نيم قرن گذشته ياد آور جنگ، كشتار، آوارگي و ترور است. خاور ميانه زادگاه بنياد گرايي و تروريسم از نوع اسلامي.
آيا براي به زانو در آوردن يك نفر مثل صدام 12 سال گرسنگي دادن به مردم عراق و اين جنگ قريب الوقوع واقعا لازم است؟ راه ديگري نيست؟
...و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...
*

یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۱

نياز
فكر ميكنم در پس بسياري از رفتار هاي عجيب و غير عادي آدمها يك نياز نهفته است...

شنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۱

چقدر زندگي در خيابانهاي تهران جريان داره. شلوغي،‌ بي نظمي، تراكم جمعيت اكثرا جوان، سواي اين كه از ديدگاه اقتصادي نشانه درصد بالاي بيكاري و از ديد اجتماعي نشانه عدم پايبندي به قانون و نظم شهري است، از ديدگاهي ديگر( شايد كمي خوشبينانه) گوياي جريان عظيم زندگي است كه علي رغم وجود مشكلات و موانع كوچك و بزرگ و بيشمار به مسير خود ادامه ميدهد و ما آدمها هريك قطره هايي كوچك از اين جريان عظيم هستيم.
و زندگي ادامه داره...